تبليغاتX
مدیریت در هزاره سوم

طرح پژوهشي-- سال 1373

دانشگاه الزهراء، جهاد دانشگاهي, دولتي

تحليل محتواي کتب درسي دوره ابتدائي (با تاکيد بر فرهنگ توسعه)

دانشگاه الزهراء، جهاد دانشگاهي, دولتي
h t t p : / / d a t a b a s e . i r a n d o c . a c . i r

بررسي فوق، کوششي است در جهت شناخت متون آموزشي ابتدائي و ميزان انتقال اطلاعات و معلوماتي که خود مي‌تواند از پايه‌هاي شکل‌گيري فرهنگ و توسعه در نسل آينده کشور باشد. مرحله اول در اين بررسي مطالعه ديدگاه‌هاي موجود در مورد توسعه و توسعه‌نيافتگي و انتخاب نظراتي است که ضمن سنخيت نسبي با فرهنگ کشورمان الگوي مناسب‌تري براي ره‌يابي به توسعه فرهنگي نسبت و ديگر نظرات باشد. از ميان مجموعه نظرات طرح شده در اين بخش ، نظريه "اينکلس " به لحاظ اين که نسبت به ديگر نظرات الگوي مناسب‌تري در زمينه توسعه فرهنگي است انتخاب گرديد. وي در اين مورد 9 مشخصه را براي "انسان مدرن" عنوان مي‌نمايد که اين مشخصات پايه نظري طرح قرار گرفت . در مرحله دوم مقولات فوق در کتب درسي دوره ابتدايي مورد سنجش قرار گرفته است .

تاريخ اجراي طرح فروردين 1373
دانشگاه الزهرا، جهاد دانشگاهي
دانشگاه الزهراء، جهاد دانشگاهي, دولتي
تحليل محتوا / محتواي کتاب درسي / آموزش ابتدايي / فرهنگ توسعه / نگرش / توسعه فرهنگي
Content analysis / Texbook content / Primary education / Development culture / Attitude / Cultural development

Serial no: 00299865 == Call No. : 46274





+ نوشته شده توسط افسانه زمانی مقدم در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 و ساعت 0:22 |

مقاله مجله (محل نگهداري: پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران)

عریضی، حمید رضا

تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی بر حسب سازه انگیزه پیشرفت/نویسنده : حمید رضا عریضی، احمد عابدی.
عریضی، حمید رضا-

- تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی بر حسب سازه انگیزه پیشرفت. /نویسنده : حمید رضا عریضی، احمد عابدی..

- کتاب درسی، که یکی از مهم ترین مراجع و منابع یادگیری دانش آموزان در نظام های آموزشی محسوب می شود ، در نظام آموزشی کشور ما نیز نقش مهمی دارد. به لحاظ این اهمیت و همچنین به سبب نقش محتوای کتب درسی در برانگیختن و تامین نیازها و نیز تسهیل امر یادگیری دانش آموزان ، در این پژوهش که مبنای نگارش مقاله حاضر است، محتوای کتب درسی دوره ابتدایی، از نظر پرداختن به سازه انگیزه پیشرفت و مولفه های آن مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است .در ابتدای مقاله پیشینه نظری و تجربی موضوع ارائه شده است. ابزار پژوهش دارای 5 مولفه اصلی و 125 مولفه فرعی است و پایانی آن بر اساس نسبت مولفه های مورد توافق به کل مولفه ها برابر 93% به دست آمده است. با توجه به یافته ها و بر اساس داده های حاصل از فرم های تحلیل محتوا در پژوهش حاضر و نیز با عنایت به پژوهش هایی که قبلا در این زمینه انجام گرفته است، می توان چنین نتیجه گرفت که کتاب های ریاضی و علوم تجربی بیش از سایر کتب درسی به سازه انگیزه توجه نموده اند، کتاب های فارسی و دینی و قرآن تا حدودی به آن پرداخته اند، و کتاب های تعلیمات اجتماعی در توجه به این سازه ضعیف بوده اند. همچنین ، در بین پایه های تحصیلی دوره ابتدایی ، می توان گفت کتاب های پنجم و چهارم در حد زیاد و کتاب های پایه اول و دوم کم تر به سازه انگیزه توجه نموده اند..

آموزش ابتدایی- / پیشرفت- / کتاب درسی- / تحلیل محتوا- / نظام آموزشی- / علوم انسانی-

عابدی، احمد- نویسنده.

نوآوری های آموزش ، فصلنامه- دوره : 2، شماره : 5، پاییز 1382، ص. 29 تـا 53.

+ نوشته شده توسط افسانه زمانی مقدم در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 و ساعت 0:13 |

تجاری بانک صادرات ایران

پيوندها

BLOGFA.CM

  تحلیل پیام های رسانه ای ( کاربرد تحلیل محتوای کمی در تحقیق )

پیشگفتار :

 

مولفان در تهیه این کتاب تلاش کرده اند سئوالاتی را مطرح کنند که در تحلیل محتوا در ضمن انجام کار با آن برخورد کند . هدف آنان این است که تحلیل محتوا را دست یافتنی تر کرده و برای همگان فهمیدنی تر سازند . همچنین با استفاده از زبان روش و ملموس و ارائه مثالهایی از مطالعات کلاسیک و جدید  تصویر واضحی از این روش در ذهن خواننده ایجاد کرده و راه حل ها و مسائل را روشن سازند. مولفان این کتاب را به عنوان متنی مقدماتی برای واحدهای درس تحلیل محتوا ، متن تکمیلی برای واحدهای روش تحقیق و مرجعی مفید برای محققان ارتباط جمعی ، علوم سیاسی و سایر علوم اجتماعی و رفتاری پیشنهاد می کنند .

 

 

این کتاب در 9 فصل نگارش شده است

فصل اول با نگاهی اجمالی به زمینه تحقیقات ارتباطی و با تاکید بر مرکزیت تحلیل محتوا و نیز کاربرد این روش در سایر رشته ها آغاز می شود .

در فصل دوم تعریفی رسمی از تحلیل محتوا ارائه می شود و اصلاحات مهم آن تعریف مانند اندازه گیری  ، تحلیل داده ها و استخراج نتایج بررسی شده است .

فصل سوم به توصیف مراحل طرح ریزی یک تحقیق می پردازد . این بخش شامل سئوالهایی است که مدل هدایت تحلیل محتوای کمی را نشان می دهد . بر مبنای این سه فصل  ، شش فصل باقیمانده ، مراحل تحقیق را عمیق تر مطالعه می کند .

فصل چهارم به اندازه گیری  یا مشخص کردن واحدهای تحلیل و ساختن مقوله ها یا طبقاتی که بتوان واحدهای تحلیل را در آنها جای داد ، اختصاص دارد .

فصل پنجم  نمونه گیری یا انتخاب از کل محتوا به اندازه مورد نیاز است .

فصل ششم پایایی یا اطمینان از اینکه افراد دیگری با رعایت قواعد کدگذاری اولیه به همان نتایج می رسند ، است .

فصل هفتم مربوط است به روایی ( اعتبار ) به عنوان حقیقت ، همه آن چیزی است که تحقیق دنبال آن است .

فصل هشتم  تحلیل داده ها از طریق به کاربردن آزمونهای آماری مناسب به منظور استخراج معنی از داده های جمع آوری شده است و در فصل نهم به نقشهای گوناگون کامپیوتر در تحلیل محتوا اشاره شده است .

 

 

 

خلاصه فصل  1   -  کاربردهای تحقیق تحلیل محتوا

 

تحقیقات ارتباطی در روند تکاملی خود ، شاهد تنوع دیدگاه های  نظری بوده که بر چگونگی طرح سئوالها از سوی محققان و روشی که آنها برای پاسخگویی به این سئوالها انتخاب می کنند تاثیر می گذارد . تمرکز تحقیقات آنها بیشتر بر محتوای ارتباطات بوده است . پژوهشگران به این دلیل که محتوا را منشا تاثیرات خاصی می دانند آن را بررسی می کنند . محتوا همچنین نشان دهنده فرایندی است که منجر به تولید آن شده است از تحلیل محتوا در ارتباطات جمعی و سایر زمینه ها به منظور توصیف محتوا و آزمون فرضیه های مشتق از نظریه استفاده می شود . تنوع کاربرد این روش فقط ممکن است به وسیله تصورات تحلیل گر ،  نظریه و منابع محدود شود که نمونه های آن در 9 تحلیل محتوایی که در مقدمه این بخش آوردیم نشان داده شد .

 

 

خلاصه فصل 2     تعریف تحلیل محتوا

 

اگر توصیه های هالستی درباره موارد استفاده از تحلیل محتوا سازنده باشد  ، محدود کننده نیز هست . در تعاریف ارائه شده در این بخش تمرکز اولیه روزی جذابیت و مفید بودن محتوا به عنوان یک منبع بود . مدل فصل اول در مورد مرکزیت محتوا را به خاطر آورید . اگر مرکزیت محتوا را امری مفروض در نظر بگیریم  ، تحلیل محتوا شاخصی است که به وسیله آن می توان فرایندهایی را که به تولید پیام منجر شده و فرایندهایی را که پس از مصرف پیام اتفاق می افتد ارزیابی کرد . پس تحلیل محتوا دارای اهمیت است ، نه فقط به سه دلیلی که هالستی به آنها اشاره کرده است .

تحلیل محتوا برای آزمون هر نظریه ای که با دربرگیری و فرایندهای منتهی به تولید پیام سروکار دارد ، ضروری است . اگر چه تحلیل برای انجام هر تحقیقی مناسب نیست . در دراز مدت بدون مطالعه محتوا نمی توان به بررسی ارتباطات جمعی پرداخت . بدون شناخت محتوا هر سئوالی درباره فرایندهای منجر به ایجاد پیام و تاثیرات ایجاد شده به وسیله آن بی معنی خواهد بود .

 

 خلاصه فصل  3      مراحل طرح ریزی تحقیق

 

تحلیل محتوا شامل مراحل تعریف مفاهیم ، طرح و اجرا است . طرح تحقیق یک پژوهش نقشه ای است که نشان می دهد چگونه یک تحلیل محتوای خاص باید شکل بگیرد تا به سئوال تحقیق پاسخ داده شود یا فرضیه مورد آزمون قرار بگیرد . ملاحظاتی که در طرح تحقیق باید مد نظر قرار بگیرند عبارتند از زمان ، مقایسه  با سایر رسانه ها یا منابع اطلاعاتی ، عملیاتی کردن ، سنجش و اندازه گیری ، نمونه گیری  ، قابلیت اعتماد و تحلیل های آماری مناسب  ، در انتها طرح تحقیق خوب بر حسب توان پاسخگویی به سئوال تحقیق و برآورده شدن هدف آن ارزیابی می شود .

 

 

 

 

           خلاصه فصل 4    اندازه گیری یا مشخص کردن واحدهای تحلیل و ساختن مقوله ها

 

«اندازه گیری» حرکت از تعاریف نظری مفاهیم به سوی بازنمود عددی آن مفاهیم به عنوان متغیرهاست. به این فرایند عملیاتی کردن می گویند . همه سنجه ها باید دارای اعتبار صوری باشند که مستلزم ارتباط منطقی بین نحوه تخصیص اعداد به محتوا و تعاریف نظری است .

فرایند اندازه گیری شامل تعیین واحد ثبت ، واحد زمینه ، واحد تحلیل و همچنین همسوشدن نظام طبقه بندی با این واحدهاست این واحدها باید به زبان اعداد ترجمه شوند . اینکار مستلزم انتخاب سطح سنجش نظام طبقه بندی محتوا و قوانین تخصیص اعداد به شکل مناسب است .

کل فرایند تحت تاثیر دستورالعمل کدگذاری و برگه های کدگذاری قرار می گیرد . دستورالعمل کدگذاری باید به کدگذاران مختلف امکان بدهد که به طور پایا اعداد را به محتوا نسبت دهند . برگه های کدگذاری نیز امکان انتقال صحیح و کارآمد اعداد را به کامپیوتر فراهم می کنند .

 

 

 

خلاصه فصل 5  -  نمونه گیری یا انتخاب از کل محتوا به اندازه مورد نیاز

 

روشهای زیادی برای نمونه گیری در اختیار تحلیل گران محتوا قرار دارد . انتخاب مناسب هر یک از این روشها به مقولات نظری و مشکلات عملی موجود در طرح تحقیق بستگی دارد . اگر تعداد واحدهای ثبت کم باشد ، سرشماری از کل محتوا توصیه می شود و اگر تعداد واحدها زیاد باشد نمونه گیری احتمالی(تصادفی) مناسب تر است، زیرا امکان تعمیم نتایج از نمونه به کل جامعه را فراهم میکند 

نمونه گیری تصادفی شامل انواع نمونه گیری ساده ، منظم ، طبقه بندی شده  ، خوشه ای و چند مرحله ای است . انتخاب هر یک از انواع فوق به ماهیت طرح تحقیق بستگی دارد به هر حال اگر محقق قصد دارد از نتایج آماری استفاده کند نمونه گیری احتمالی الزامی است .

 بهترین روش نمونه گیری که از طریق آن می توان نتایج را به کل جمعیت تعمیم داد نمونه گیری طبقه بندی شده است . به این دلیل که تغییر محتوای رسانه های جمعی به طور منظم و در طول دوره های زمانی انجام می پذیرد تحلیل گر محتوا باید بداند که نمونه گیری در رسانه های جمعی می تواند زمان محتوا یا هر دو را شامل شود .

 

 

 خلاصه فصل 6    پایایی تحقیق

 

اجرا و گزارش برآورد پایایی در تحلیل محتوا ضرورت است نه انتخاب .  در مطالعه ای که اخیرا انجام شد و طی آن 25 سال ( از سال 1971 تا 1995 ) تحقیقات تحلیل محتوای مندرج در مجله ژورنالیزم اند مس کامیونیکیشن بررسی شده  ، این نتیجه به دست آمده که فقط 56 درصد مطالعات دارای این برآورد بوده اند ( رایف و فرای تگ  ،1996 ) در طول همین مدت 25 سال درصد مطالعات تحلیل محتوا از 6 درصد به نزدیک 35 درصد در سال 1978 رسیده و بعد از سال 1978 هیچ گاه تحقیقات تحلیل محتوایی از 20 درصد کل مقالات کمتر نبوده است در همین سالهای اخیر نیز یعنی از سال  1991 تا 1995 تقریبا 29 درصد مطالعات محتوا میزان توافق بین دو کدگذار را گزارش نکرده اند 

گزارش کامل قابلیت اعتماد یا پایایی تحقیق باید شامل تعاریف موجود در پروتکل  و شیوه های کار باشد . از آنجا که فضای مجلات برای چاپ گزارش یک تحقیق محدود است ، محققان باید پروتکل تحقیق را در صورت درخواست ، در دسترس سایر محققان قرار دهند . علاوه بر آن اطلاعات لازم در مورد چگونگی تعلیم کدگذاران ، تعداد محتوای آزمون شده و نحوه انتخاب آنها باید در پانویس یا در بخش ضمایم پروتکل آورده شود . حداقل نوع آزمون قابلیت اعتماد و مقدار ضریب به دست آمده همراه با سطح  اطمینان حتما باید در گزارش منتشر شده تحقیق وجود داشته باشد .

نتایج یک تحقیق هر قدر قابل استفاده و مفید باشد ، اگر پایایی محاسبه و گزارش نشده باشد ، با شکست روبرو خواهد شد . دانشجویان لازم است که در مورد اهمیت و چگونگی ارزیابی و گزراش پایایی تحلیل محتوا آموزشهای لازم را ببینند حتی لازم است مجلاتی که این گونه تحقیقات را منتشر می کنند بر لزوم وجود چنین ارزیابی هایی پافشاری کنند .

 

 

خلاصه فصل 7    روایی ( اعتبار )  تحقیق

 

فرض این کتاب آن است که تحقیق باید تا حد امکان صادقانه صحبت کند .این چکیده مسئله اعتبار در تحلیل محتوا یا هر روش تحقیق دیگری است .

البته مشکلات و مخاطرات سایر روشهای تحقیق هم به اندازه تحلیل محتوا جدی هستند محققان در روش پیمایشی سئوالاتی را مطرح می کنند و فرض را بر یک چارچوب مرجع می گذارند که ممکن است پاسخگو در آن چارچوب سهیم نباشد . محققانی  هم که از طریق تحقیق تجربی در پی بدست آوردن نتایج علمی هستند ، با متنوع کردن پدیده های مورد آزمون از محیط اطرافشان اطلاعات کمی درباره علایق گسترده آنها به دست می آورند .

 به طور کلی اعتبار به عنوان حقیقت همه آن چیزی است که تحقیق به دنبال آن است . با روشهای مختلف و فراهم بودن امکانات می توان به این هدف رسید .

 

 

 

 

 

 

خلاصه فصل 8    تحلیل داده ها

 

تحلیل داده ها فعالیتی هوشمندانه است ، فرایند یافتن معنی . هر جا که از طریق روشهای آماری مقداری اطلاعات جمع آوری شد ، هدف استخراج معنی از آنها است . در صورتی که تحلیل با روشهای استاندارد هدایت شده باشد ، می تواند به مردم در شناخت الگوهای موجود در داده ها کمک کند این بخش به طور بسیار خلاصه روشهای معمول آماری را مرور کرد . اما اینکه که کدام روش برای یک تحقیق خاص مناسب است . به سئوال یا فرضیه تحقیق ، سطح سنجش متغیرها و ماهیت نمونه بستگی دارد . ابزارهای آماری هم مثل هر ابزار دیگری باید متناسب با هدف باشند . یک لباس اندازه همه نیست .

 روشهای آماری اگر درست به کار روند ابزارهای ارزشمندی برای توسعه و گسترش شناخت هستند . آنها می توانند معماها و سئوالهایی را مطرح کنند که قبلا به فکر کسی نرسیده بوده است .

کمتر تحقیقی است که این جمله آغازین را نداشته باشد که تحقیقات دیگری که لازم است تا...»

محققان از این جمله محدودیتهای تحقیق را برداشت نمی کنند ، بلکه احساس می کنند برای شرکت در فعالیتهای خلاق از آنها دعوت شده است .

 

 

 خلاصه فصل 9     استفاده از کامپیوتر در تحلیل محتوا

 

کامپیوتر نقش های گوناگونی در تحلیل محتوا ایفا می کند . تقریبا در همه تحلیل های محتوای کمی از کامپیوترها برای تحلیل داده ها استفاده می شود . کامپیوترها به تعیین محتوا و دسترسی بهتر به آن نیز کمک می کند .

امروزه به طور روزافزون از کامپیوتر برای کدگذاری استفاده می شود . چندین برنامه کدگذاری در دسترس محققان قرار دارد که قیمت آن از مجانی تا چندصد دلار متفاوت است .

اگر چه کامپیوترها می توانند در استفاده بهتر و کاراتر در یافتن و کدگذاری محتوا مفید باشند ، ولی لازم است محققان در به کاربردن آنها دقت کند . کامپیوترها برای بعضی از مطالعات مفیدند ، نه برای همه آنها شناخت پایگاههای اطلاعاتی و نحوه جستجو در آنها باعث موفقیت در انتخاب درست پایگاه های اطلاعاتی و دسترسی صحیح و آسان به محتوای مورد نظر می شود . ماهیت متغیرهای ساخته شده  ، در دسترس بودن برنامه مناسب و تاثیر هزینه ها مشخص می کند که آیا می توان از کامپیوتر برای کدگذاری استفاده کرد یا نه

 

تالیف :               دانیل رایف ، استفن لیسی ، فریدریک جی ، فیکو

                           ترجمه : مهدخت بروجردی علوی

به

+ نوشته شده توسط افسانه زمانی مقدم در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 و ساعت 0:11 |



ستون آزاد



چاپ

اپوزیسیون سیاسی در تئوری و در پراتیک

 


بخش 1

اصطلاح اپوزیسیون
Opposition در عرصه های گوناگون: فلسفی، علمی، ستاره شناسی، اجتماعی، ادبیّات، آناتومی، و دانش سیاست، بکار گرفته شده و در هرحوزه معنی و مفهوم ویژهء بخود را داراست.

مفهوم اپوزیسیون در لاتین از واژهء اپوزیتیو ،
Oppositio گرفته میشود و حالت رو در روی هم قرار گرفتن و در مقابل همدیگر ایستادن را تجسم و تداعی میکند. از قرن شانزده در ادبیات آلمانی که در آغاز آنرا درحوزهء ستاره شناسی و هنر سخن رانی بکار گرفته شده است، مفهوم مخالف و متضاد بودن را به آن نسبت داده اند.

Jean Bodin 1530–1596م. فیلسوف، تئو ریکر، حقوقدان دولتی کشور فرانسه، بنیانگذار و طرفدار ساختار دولتی مطلق گرای پادشاهی و الیگارشی اشرافی، در تاریخ دانشِ دولت شناسی، اپوزیسیون را انجمن و ارگانی مینامید که در مقابل قدرت سیاسی متمرکز دولت عرض اندام میکرد. در انگلستان از اواسط قرن هیجده، اپوزیسیون به یک سازمان و یا حزب سیاسی سازمان یافتهء پارلمانی که در خدمت سیستم حکومتی آن کشور هست گفته شده است.

در دانش سیاست از اپوزیسیون چنین برداشت میشود که: هرگاه نقطه نظرات و دیدیگاه و موضع گیری های یک گروه، سازمان، حزب، با کارکرد و برنامه های سیاسی پوزیسیون (حاکمیّت)، همخوانی و همسویی نداشته باشد و در بسیاری از موارد و مواقع درست با هم در تضاد مطلق هستند.

به عبارتی کوتاه، اپوزیسیون به کسی و یا به گروهی میگویند که افکار و برنامهء سیاسی و عملکردی غیر از حکومتِ حاکم داشته باشد.

در برنامهء عملی و عینی تنها در یک ساختار لیبرال دموکرات با وجود یک حاکمیّت و سیستم پارلمانی وابسته به آن هست که اپوزیسیون معنی و مفهوم پیدا و اظهار وجود میکند. بنابراین میتوان تعاریف مختلفی را از اپوزیسیون در تعریف ماهیّت و برنامه ای خویش، در سنجش توان سیاسی، در تناسب مقایسهء وظیفه و چگونگی رابطه اش با مرکز قدرت، در انتخاب مکان فعالیّت و سیاست پردازی، در گزینهء اقشار و پایگاه طبقاتی میدان فعالیت خود، مرزبندی و تمایز دیدگاه و برخورد برخاسته از آن با ارگان دولت، انتخاب جهت و عرصه های سیاسی و چگونگی روش مبارزاتی مناسب با آن بیان کرد.

در مرحلهء پراکتیک، اپوزیسیون در یک سیستم لیبرال دموکرات به آن دسته از احزاب، سازمانها، و نهادهای گوناگون گفته میشود که از سوی گزینشگران برگزیده شده اند و در پارلمان حضور و مشارکت دارند، اما در حاکمیّت نیستند و در صورت عدم برخورداری از حق وتو، در نتیجه در تصمیم گیریهای دولتِ وقت مؤثر واقع نمی شوند.

وظیفهء سیاسی اپوزیسیون در صورتیکه بدون واسطه و یا با واسطه در سیاست و برنامه های ساختار دولت تأثیرگذار نباشد، کنترل مسیر حرکت های سیاسی حاکمیّت و پارلمان، برابر با موازین قوانین مندرج در قانون اساسی و در ابعاد لازم دیگر هست، از سویی دیگر همزمان و موازی با این عمل خویش، کوشش دارند که برنامهء سیاسی طبقه و یا گروهی از جامعه را که نمایندگی میکنند، در پارلمان همچنان مطرح و پیگیرانه از آن دفاع و آنرا در جامعه هم تبلیغ و به شهروندان ارائه دهند، با این هدف و منظور که با کسب اعتبار سیاسی از سوی شهروندان، خود را به آلترناتیو و یا به جانشینی حاکمیّت وقت تبدیل کنند.

با وظیفهء خطیر سیاسی ایی که اپوزیسیون در پارلمان دارد و تلاش در تبدیل خود به یک آلترناتیو برتر از حکومتِ وقت دارد، که پیش شرط این موفقیّت، ارزیابی مثبت از چگونگی فعالیّت های سیاسی و بارآوری آن از طرف تودهء مردم، و یا با ارزشگزاری آنها بر کمیّت و کیفیّت کالایی که اپوزیسیون تاکنون در بازار سیاست به معرض نمایش گذاشته و به شهروندان فروخته است، و اینک با بازتاب رأی و داوری همین اقشار گوناگون جامعه، برگهء مأموریت را برای تشکیل حکومت جدید بدست اپوزیسیون میدهد، در می یابیم که وجود اپوزیسیون و توانایی های دانش سیاسی و مواضعی را که در مقابل حاکمیّت وقت اتخاذ میکند، یکی از پایه های اساسی دموکراسی در جوامعی است که مردم سالاری و شایسته سالاری حاکم، و یا در راه کسبِ این جایگاه و ارزش های شایسته قدم برداشته است.

نقش پیگیرتر و با اهمیّت تر اپوزیسیون در کشورهای رشد نیافته و یا در حال رشد، در جوامعی که در حال گذار از سنّتگرایی و پسامدرن به عصر راسیونال و مدرنیته و از دیکتاتوری به دموکراسی میباشد، به مراتب مشکل تر، حساستر، هوشیارانه تر، با برنامه و مرزبندی رادیکالِ مشخص و روشن ، در بسیاری مواقع از خود گذشتگی است، هست.

اپوزیسیون با داشتن عزم راسخ مثبت و مفید و ظرفیت سیاسی و کارآمدی لازم برای تغییر و تحول، نوآوری و هدایت گری، جدی گرفتن بار مسئولیتی که خود داوطلبانه آنرا پذیرفته و یا نا خواسته وادار به پذیرش آن شده است، تحلیل درست از عملکرد حاکمیّت، از مراحل تکامل تاریخی و شرایط گوناگون سیاسی جامعهء خود و جهان امروز، اتخاذ روش سیاست دقیق با چشم انداز طولانی و آینده نگر، پیروی از تاکتیک و استراتژیک روشنگرانه و راهبردی، پای بندی به وحدت و همبستگی ملّی، استقلال و تمامیّت ارضی و منافع عمومی شهروندان کشور، صداقت در گفتار و کردار، تندرستی در افکار سیاسی، سرنوشت سازی خود را در روزگار بسیاری از مردمان دوّل دیگر به اثبات رسانده است.

اپوزیسیون با برنامه های دقیق سیاست ورزی خود، گاه در اندک زمانی، ملت و سرزمینی را یک قرن به جلو می اندازد، گهگاهی هم با مشارکت در برپایی رژیمی، تمام ساختارهای بنا شدهء مفید و آینده نگر عمومی را در هم فر می ریزد و پیوند کشوری و ساکنانش را آگاهانه و یا ناخواسته از تاریخ و جهان بینی و فرهنگ اصیل خود چنان جدا میکند، و به مناسبات اجتماعی و فرهنگی زمان 1400سال قبل قومی بیگانه آنگونه پرتاپ میکند، که پیامد و ابعاد فاجعه ای را که در عرصه های گوناگون ببار آورده است در تاریخ قانونمند تکاملی جوامع انسانی کمیاب، و بنا به نمای امروزی جامعهء جهانی، که دانش های چندگانهء پدیده شناسی را در خدمت و از تجربیات بیکرانی هم بهره مند هست، از تحلیل و تفسیر آن در مانده می ماند.

بی جهت نیست که در ادبیّات سیاسی بسیاری از کشورها از جمله کشور آلمان اپوزیسیون را سایهء حکومت
Schattenkabinett یا مهمتر از دستگاهِ حکومت برای پاسداری از دموکراسی، حقوق طبیعی،حقوق شهروندی و فردی، حیاتی میدانند.

در سیستم های لیبرال دموکرات، اپوزیسیون را از دو زاویه مورد ارزیابی و بررسی قرار میدهند: الف- تئوری های مختلف اپوزیسیون که در دانش سیاست وجود دارد. ب- اپوزیسیون پرنسیپ، چگونگی جایگاه و دامنهء فعالیّت و وظیفهء آن در قانون اساسی کشورها هست.

الف- تئو ری های اپوزیسیون و روش برخورد آن با حاکمیّت:

Kompetitiver - Opposition .1: (اپوزیسیون جانشین) با برنامه ها و کارکرد های سیاسی حکومت در زمینه های گوناگون مرزبندی مشخص دارد و گاه از همکاری با آن دوری میجوید، با مطرح و معرفی کردن برنامهء سیاسی، منشور و اساسنامه روشن و تکوین یافتهء خود به جامعه، آمادگی و نامگذاری خویش را برای جایگزینی حاکمیّت وقت و کسب قدرت سیاسی اعلام میدارد.
وظیفهء خود را افشاگری، روشن گری سیاستِ حکومتِ حاکم، برجسته کردن اشتباهات سیاست های چند گانهء درونی و خارجی آن و بازگو کردن جدی و هدفمند آنها برای طبقات اجتماعی یک کشور و حتی فراتر از مرزهای آن هست .

.2
Kooperativer - Opposition: (اپوزیسیون همسو ) سعی بر آن دارد که دیدگاه و برنامه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی خود را در چهارچوب و ساختار حکومت وقت جا دهد و بنشاند، تا در تدوین و تکوین قوانین و شکل گیری برنامه های زیربنایی دولت وقت، مشارکت و نقشی را به نفع خود بازی کند، باشد که امکان عملی ساختن مجموعه ای یا حداقل چشم اندازی برای نایل آمدن به بخشی از اهداف سیاسی خود را امکان پذیر سازد.

اپوزیسیون با انتخاب این روش سازشکارانهء خود با حاکمیّت وقت، متعهّد و مجبور است همسویی و همکاری با ساختار و سیاست ها و کردار های حکومت را بپذیرد و از انتقاد و بر خورد خشونت آمیز با حاکمیّت و یا از روش برکناری آن چشم پوشی کند. مانند فلسفهء سیاسی رفرمیسم که در جوامع دموکراتیک مرسوم هست. در ایران بینش بی اساس اصلاح طلبی که صدمات زیادی به جنبش دموکراسی خواهی وارد کرد، نمونهء روشن آن میباشد.

Mischformen – Opposition .3 : (فرم ترکیبی)، آنچه تاکنون تجربه شده است ترکیبی از دو روش بالا همزمان بوده است، به این مفهوم که اپوزیسیون در پارلمان از یک سو افشاگری، روشنگری، انتقاد از کارکرد دولت را پیشهء روزمرهء خود قرار میدهد، از سویی دیگر کوشش در پیشبرد اهداف و گنجانیدن برنامه های سیاسی خود و طبقاتی را که نمایندگی میکند، در قوانین زیربنایی سیاست حاکمیّت وقت است.

Opposition .4- Ausser parlamentarisch: (اپوزیسیون بیرون از پارلمان)، به آن دسته و گروه از احزاب و سازمانهایی نسبت داده میشود که بنا به عللی هنوز به پارلمان راه نیافته، و یا در اساس در مدّت زمانی معین مایل به حضور رسمی خود در پارلمان به مناسبت مخالفت با سیاست حاکمیّتِ وقت نیست، اما در هر شکل ممکن در مخالفت با سیاست و قدرت حاکمیّت پایدار هست، که امکان راهیابی در پارلمان را هموار کند و یا همچنان به فعالیّت خود در فضا و اجتماع بیرون از پارلمان ادامه میدهد.

اپوزیسیون سیاسی از دیدگاهی دیگر:

Parlamentarische - Opposition .5: ( اپوزیسیون پارلمانی)، این دسته از اپوزیسیون اهداف سیاسی و میدان عملی کردن آنها را فقط در یک سیستم پارلمانی دنبال میکنند. سیستم پارلمانی در دیدگاه مارکسیستی، یک ارگان بورژوازی است و در برنامهء سیاسی آنها نمی گنجد، سیستم شورایی، با فرم حکومتی جمهوری شورایی را بعد از درهم شکستن دستگاه دولتِ نمایندهء سرمایه دار، مناسب ترین فرم حکومتی میدانند. اغلب جنبش های رهایی بخش و اعتراضی طبقاتی در این طیف از اپوزیسیون میگنجد. فلسفهء سیاسی و دیدگاه آنارشیسم با تشکیل ارگان حکومت و پارلمان و نظم برخاسته از آن مخالف هست، "پرودون" اقتصاد دان و جامعه شناس فرانسوی، بنیادگذار فلسفهء آنارشیسم، معتقد بود که حکومت و پارلمان آن محل تجمع تضادهای طبقاتی است، در نتیجه آفرینندهء همهء مشکلات اجتماعی است.

6
Ausser parlamentarische – Opposition .: (اپوزیسیون بیرون از پارلمان)، در مجموع آگاهانه و هدفمند تأکید و اعتقاد بر فعالیّت سیاسی بیرون از پارلمان را برای حیات سیاسی خود برگزیده اند، جهد و کوشش بر آن دارند که با یافتن پایگاه اجتماعی خود در اقشار گوناگون جامعه و با ارگانیزه و متحّد کردن طیف های ناراضی از سیاست حاکمیّت وقت و تبدیل آن به نیروی مادی مؤثر، قدرت سیاسی را بدست گیرد و یا به عنوان وزنه ای چشمگیر در پارلمان مشارکت فعّال داشته باشد تا به اهداف سیاسی خود جامهء عمل بپوشانند.

Fundamentale - Opposition .7: (که در اساس با دولت وقت و قانون اساسی آن سازگاری ندارد)، این دسته از اپوزیسیون پیروزمندی و جایگزین کردن اهداف سیاسی خود را خارج از ساختار حکومت و قانون اساسی مربوط به آن، و خارج از نظمی را که حکومت وقت بوجود آورده پیگیری میکند.
در واقع خواهان تغییرات بنیادی و ساختاری در شکل حکومت و قانون اساسی آن و سایر قوانین طرح شده از طرف آن هستند، به بیانی دیگر، بر اساس تحلیل های تئو ریک و تجربه های پراکتیک که از ساختار سیستم و نتایج برآمده از عملکردهای نادرستِ مطلق گرایانه و انعطاف ناپذیر حاکمیّت در پروسه های گوناگون دارد، بدون ذکر و بیان چگونگی روش برکناری و یا حتی پیشگویی آن، خواهان برکناری ارگان حکومت وقت هست. بدون شک هستهء مرکزی قدرت برکناری را تودهء مردم، احزاب و سازمانها، و نهادهای مدنی گوناگون وابسته به آن، تشکیل میدهند.

روش برکناری یک حکومت و یا یک سیستم، در مرحلهء اول بستگی قابل توجهی به برخورد و منش دارندگان حکومتِ وقت با چگونگی واگذار کردن قدرت سیاسی، و با تغییر و تحولات دموکراتیک دارد، مضاف بر آن چگونگی فضای حاکم بر شرایط و ضوابط حاصله از تضادهای درونی جامعه بر اثر وجود لایه های گوناگون اجتماعی با خواسته های متفاوت آنها، از سویی دیگر انباشت اصلاحات و رفرمهای ضروری و زیربنایی چندگانهء صورت نگرفته و سرکوب شده در اثر دیکتاتوری حاکمیّت در پشت یک سد، که در نتیجهء آن بسته بودن فضای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی را همراه داشته است.

فاکتورهای چندگانهء دیگر که بر روش برکناری و یا تغییر یک سیستم حکومتی تأثیر گذارند عبارتند از: اتمسفر دموکراتیک کشوری، شرایط سیاسی منطقه ای، قاره ای، جهانی و روابط متقابل آنها در حوضه های مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیّت و منافع ملّی آنها در منظومهء گلوبال هست.

در جوامعی که فاکتورهای: رعایت حقوق بشر، حقوق شهروندی(
Bürgerrecht)، حقوق فردی(Individualism)، حقوق طبیعی( Grundrecht)، حقوق اجتماعی، انتخابات آزاد، مردم سالاری، تقسیم عمودی و افقی قدرت سیاسی دولت، سیستم فرهنگ پلورالیستی و تکثر احزاب و سازمانها، دستگاه قضایی مستقل، پاسخگو بودن دولت در برابر عامهء شهروندان را زیر بنای نظم عمومی اصولِ دموکراتیک و آزادی قرار داده است، اپوزیسیون نه فقط اجازه فعالیت، بلکه موجودیّت و حتّی ساختن و تیمار دادن، فعالیت بدون قید و شرط آن، عضوی حیاتی و انکار ناپذیر از پیکرهء دموکراسی هست، با وجود حقیقی و حقوقی اپوزیسیون هست که دموکراسی در اساس معنی و مفهوم پیدا میکند و دامنهء میدان رشد ارزشهای مادی و معنوی در جوامع گوناگون سنجیده میشود.

اپوزیسیون نظاره گر برگزیده شدهء شهروندان در پارلمان هست که درستی ها و موازنه ها را دریابد، کج دستی ها و کج اندیشی های احتمالی حکومتِ حاکم را بیاید و آنرا افشا کند. نگهبان اجرای درستِ قانون اساسی دموکراتیک و قوانین شناخته شدهء انسانی بین المللی دیگر در پارلمان هست، وکالت مستقیم شهروندان ناراضی و اقلیّت ها و مسئولیّت اندیشه ای و دیدگاهی دگر اندیشان را در هستهء مرکزی و اصلی ارگان قانونگذار (پارلمان) و در شاخهء اجرائی قوانین آن (حاکمیّت)، که قدرت سیاسی و همهء وزارت خانه ها را در اختیار دارند، به عهده و بر دوش دارد.

اپوزیسیون در رشد، بار آوری، و پویایی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در پارلمان و در جامعه سهم بزرگی دارد، نیروی محرکه ای است که به ایستایی قدرتِ سیاسی در دستِ گروه خاص و محدودی، که در نتیجهء آن زمینه های زیانبار و نامطلوب را در میدان های گوناگون سیاسی و اجتماعی هموار میکند، و زایش اندیشه سازی و رویش فلسفهء سیاسی متحرک موازات زمان را در جامعه مسدود میکند، پایانی ببخشد، یا حداقل در این راستا با تمام توانایی های خود، متعهد و با عزمی راسخ قدم بر دارد.

آنچه تاکنون به مضمون و ماهیّت اپوزیسیون پرداخته شده در فضای یک سیستم لیبرال دموکرات بوده است، بنابراین برای دستیابی به تعریف گسترده تری از اپوزیسیون در سیستم های گوناگون در سطح گلوبال کاری است بس دشوار که به تفکیک و تمایز بیشتری نیاز هست.

در کشورهای مدرن و مترقّی که دموکراسی بدون واسطه، یا نوع دموکراسی پارتی سی پاتسیون،
Partizipation Demokratie برای شهروندان امری طبیعی شده است، اپوزیسیون را گروهی از سیاست ورزان با تجربه و متخصّص با دارای نظر و اندیشهء مدرن و سازنده و حتی اپوزیسیون را گروهی از پوزیسیون(حاکمیّت) با داشتن دیدگاهی بازتر که گرایش به رادیکال دارد ارزیابی میکنند.

درکشورهایی که سیستم دموکراتیک ندارند و ساختار دیکتاتوری تعریف میشوند، اپوزیسیون جز انتقاد، مقاوت و پایداری و برخاستن در مقابل قدرت حاکمیّت در اشکال گوناگون، انقلاب و دگرگون کردن ساختار آن، راه و چاره ای دیگر باقی نمی ماند.

شتاب، شدّت، و تصویر انقلابات و عمق دگرگونی های آن بنا به شرایط ادوار تکامل تاریخی، گوناگون بوده است که در عصر کنونی فلسفهء خشونت زدایی از انقلابات، می رود که به اصلی فراگیر جهانی تبدیل شود، اما در شکل دگرگونی ابعاد گسترده تر،عمیق تر و پر محتواتری بخود گرفته است، زیرا ابزار و فناوری در تحقق یک انقلابِ زیر بنایی، فرایندهای چندی را بخدمت گماشته، از سویی دیگر ابعاد افق جهان بینی انسان امروز، داده ها و مقیاسهای هندسی و ارزشی گسترده تری بخود گرفته است.

بنا براین وظیفهء اپوزیسیون بنا به دیدگاه و معرفی ماهیّت خویش و سیستم های مختلف ساختار حکومتی که در آن به تکاپو می پردازد بستگی دارد. در کشورهایی که دیکتاتوری حاکم هست، انتخاب پارلمان به شیوهء دموکراتیک امکان پذیر نیست و سازمانها و احزاب اجازهء فعالیّت و ابراز نظرات خود را ندارند، که کوشندگان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مجبورند افکار و جهان بینی خود را مخفیانه ترویج، و یا در هنر، نویسندگی، شعر، تئاتر، موزیک با آگاهی به پیامد ناخوشایندی که برای آنها در پی خواهد داشت، بیان کنند.

 




ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط افسانه زمانی مقدم در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 16:3 |

ما سناريوها را مي‌سازيم، سناريوها ما را باز مي‌سازند

[28 May 2007]   [ سید علیرضا حجازی]

آينده ‌آفريني به روش‌ها و شيوه‌هاي گوناگوني امكان‌پذير است. يكي از اين شيوه‌ها سناريونويسي است. سناريونويسي فرايندي نظام يافته است كه به اكتشاف و تحليل عدم اطمينان و قطعيت موجود در نگريستن به آينده‌ي بلند مدت مي‌پردازد. اين فرايند شامل مجموعه‌اي از توصيف‌هاي جايگزين از آينده است كه بنابر دلايل مختلف و عوامل گوناگون با يكديگر تفاوت‌هاي اساسي دارند. هدف از سناريونويسي افزايش توان پيش‌بيني درست آينده نيست، بلكه هدف آن است كه مديران درك كامل و واقع‌بينانه‌اي از نيروها و عوامل تاثيرگذار بر آينده داشته باشند.

 

حاصل اين فعاليت آن است كه توانايي مديران براي برنامه‌ريزي در عرصه‌هاي محيطي و واكنشي نسبت به تغيير، از طريق درك و شناسايي اين نيروها و عوامل افزايش مي‌يابد. سناريونويسي فرايندي چند مرحله‌اي است. در آغاز، سازمان به شناسايي تصميم‌هاي راهبردي و كليدي بلند مدت خود مي‌پردازد. در مرحله‌ي بعد، سازمان اين پرسش را مطرح مي‌‌سازد كه "چه عواملي در محيط پيراموني قادر به ايجاد تغيير در تصميم‌هاي راهبردي و كليدي هستند؟"

 

در اين مرحله فهرستي از عوامل كلان يا به ديگر بيان كلان روندهاي اجتماعي، محيطي، فناورانه، اقتصادي و سياسي و روندهاي خرد تدوين مي‌شود كه بر تصميم‌ها تاثيرگذار هستند. در مرحله‌ي بعد، تيم مسوول تدوين سناريو به اين موضوع مي‌پردازد كه كدام يك از اين عوامل كلان يا خرد اجتنا‌ب‌ناپذير و كدام يك غيرقطعي هستند. در گام بعدي اهميت عوامل غيرقطعي بر تصميم‌هاي راهبردي كليدي و بلند مدت سازمان ارزيابي مي‌شود. سپس طرح اوليه‌ي سناريو تدوين مي‌شود كه به تركيب پيامدهاي احتمالي مختلف بر روي عدم قطعيت‌هايي مي‌پردازد كه بيشترين تاثير را بر تصميم‌گيري راهبردي و نامحتمل‌ترين موارد دارند.

 

 

 

 

 

 

سناريوها در قالب داستان بيان مي‌شوند و شامل توصيف وضعيت نهايي در آينده و شرح و توضيح چگونگي ظهور و بروز آن وضعيت هستند. از آن جا كه نقش يك سناريو بازآفريني محيط آينده است و براي اجزاي سازمان در محيطي تصور شده نقش و كاركرد تعريف مي‌كند، خواه و ناخواه بر سازندگان خود تاثير مي‌گذارد، به بيان ديگر سناريوهايي كه مي‌سازيم، در آينده براي ما محيطي را مي‌آفرينند كه خود جزيي از آن محيط خواهيم بود.

 

همان‌طور كه پيرامون آفرينش سناريو گفته شد، مرحله‌ي نخست در نگارش سناريو، شناسايي تصميم‌هاي راهبردي است. به بياني ساده‌تر، تصميم راهبردي به مفهوم خلق آينده‌ي مطلوب است. بنابراين دستاورد سناريو محيطي است كه در آن آينده‌ي مطلوب و موردنظر ما شكل مي‌گيرد. بديهي است كه طراحان سناريو در بحبوحه‌ي تحقق آينده‌ي مطلوب، بخشي از آن خواهند بود و خواسته يا ناخواسته در محيطي به بقاي خود ادامه مي‌دهند كه خود ترسيم كننده و خالق آن بوده‌اند.

 

بدين ترتيب مي‌توان دريافت هر اندازه شناسايي عوامل تاثيرگذار و تفكيك آن‌ها از يكديگر و تعيين ميزان اهميت آن‌ها با دقت و وسواس بيشتري صورت گيرد، پيامدهاي حاصل از آين