مدیریت در هزاره سوم

مجلات و مقالات علمی و تخصصی درباره مدیریت

عملي كردن باورها

 

عادت کرده ایم که بیشتر حرف بزنیم و کمتر عمل کنیم. اگر بتوان تعادلی میان گفته ها و عملکردها ایجاد کرد، می‌توان راه به سرمنزل مقصود برد، اگرنه به هیچ نتیجه ای نخواهیم رسید. عادات ما همیشه شکل دهنده شخصیت ما خواهند بود، باید به این نکته برسیم که عادت هایمان را تغییر دهیم؛ مهمترین مسئله قدم برداشتن به سوی عمل کردن است. اگر بتوانیم باورهایمان را عملی کنیم، اگر بتوانیم استعدادهایمان را هرچه بیشتر شکل ببخشیم، آن وقت است که گامی بزرگ برداشته ایم. الگو شدن زیباست، همه ما دوست داریم که دیگران از ما تبعیت کنند، ولی این میسر نخواهد شد مگر به تغییرات بزرگی که در خود باید بدهیم. هر روز با خودتان تمرین داشته باشید. اگر عادت دارید، پشت سر دیگران حرف بزنید یا این که به نکات منفی آنها تمرکز کنید، وقت آن فرارسیده که تغییر رویه دهید. این گام بزرگ را اگر بردارید، در پی آن گام های بلند دیگری را برخواهید داشت (نقل از روزنامه ايران).

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 15:45 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

درس تلاش

 

دیدن مورچه ای که با زحمت و رنج فراوان دانه ای را کشان کشان به سوی لانه اش می برد، در من احساس رضایتمندی و شادابی را زنده می کند. از این که می بینم یک مورچه با وجود کوچکی برای زندگی اش تا چه اندازه درتلاش و تکاپو است، به این فکر می افتم که من به عنوان یک انسان تا چه اندازه در برابر زندگی خودم و خانواده ام مسئولیت دارم و باید بتوانم در نهایت کوشش و سعی با تمام کاستی ها مبارزه کنم. از اینکه خداوند این درک را به من داده است که در سایه آن می توانم پر معناترین لبخند را به لب بزنم، به خود می بالم.

[ جمعه شانزدهم خرداد 1393 ] [ 13:20 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

برنامه‌ریزی برای فردا

تصور کنید شما یک تاجر هستید و به تمام نوسانات بازار آشنائید. شما به‌خوبی می‌دونید که چطور باید تجارت کنید! اما ناگهان ورشکسته می‌شوید بدون اینکه تقصیری داشته باشید و یا در انتظار ورشکستگی باشید! شما در واقع تمام اتفاقات را پیش‌بینی کردین اما روزگار بر وفق مراد شما نچرخیده و اوضاع تغییر کرده! شما ناامیدید! چرا که تمام ثروت خودتون رو که نتیجه کار چند ساله شما بوده از دست دادید! حالا خانمی رو در نظر بگیرین که همسرش ترکش داده! در چنین حالتی این خانم دچار افسردگی شدید، منفی‌بافی، افکار بد و و بدخلقی می‌شه! شاید تأثیر مشکلات احساسی به مراتب قوی‌تر از مشکلات اجتماعی و مالی باشه! افراد در هنگام ناامیدی رفتارهای مختلفی از خودشون نشون می‌دن! کمتر کسی می‌تونه خیلی سریع خودش رو با شرایط وفق بده! اما چرا دچار ناامیدی می‌شیم؟؟؟ آیا تا به حال فکر کردین که چرا افراد دچار ناامیدی می‌شن؟ قطعاً به‌دلیل شکست! وقتی تصمیم به‌کاری می‌گیریم و به آینده و هدفش فکر می‌کنیم هیچ‌وقت دلمون نمی‌خواد به شکست فکر کنیم. چرا که تصور شکست باعث می‌شه که ما متهم به منفی‌بافی بشیم حتی نزد خودمون! آیا تا به‌حال شده در هنگام برنامه‌ریزی برای آینده راه‌حل دومی را هم برای خودمون طرح‌ریزی کنیم تا در صورت شکست برنامه دوم را دنبال کنیم؟ با استفاده از راه‌حل دوم از تنش‌ها و کنایه‌ها کاسته می‌شه! تصور این‌که ما سریع می‌تونیم برنامه جدید را جایگزین کنیم به ما آرامش می‌ده و ما رو به سمت موفقیت می‌بره! مشکلات مالی قطعاً تمام زندگی ما را نباید تحت‌تأثیر قرار بده. بنابراین با توجه به نوع مشکل و ارزش اون در زندگی باید راه‌حل داشت و در واقع هر شب قبل از این‌که سر بر بالین بذارین برای فرداتون چندین برنامه داشته باشید!

منبع: مجله موفقيت

[ پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393 ] [ 13:19 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

[ شنبه دوم فروردین 1393 ] [ 0:52 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

دوستان عزیز
لطفا راهکار پیشنهادیتون رو برای از بین بردن مشکلی که در تصویر زیر می‌بینید، در یک جمله کوتاه بگید.


[ جمعه چهارم بهمن 1392 ] [ 18:6 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

در دوران سالمندی هم بسیار سفر باید ...

روانپزشکان سالمندی، سفر را برای سالمندانی که مشکلات جسمی ندارند، مفید و در بعضی موارد لازم شمرده‌اند. «ژرو نتو لوژیست‌ها» در یک بحث کلی درباره شیوه‌های بهتر زیستن در دوران پیری و بازنشستگی و پرهیز از عوارض جسمی و ذهنی و روانی شایع در این دوران، سفر را برای سالمندان همچون دیگر گروه‌های سنی مفید دانسته‌اند. افراد سالمند و بازنشسته که وضعیت جسمی یا روانی بحرانی نداشته باشند، می‌توانند مثل همه از سفر لذت ببرند و هیجانات و خاطرات خوب آن تأثیری مثبت برجسم و روح آنان داشته باشد.سفر برای زوج‌های سالمندی که با تحمل شرایط سخت به سفرهای دور و نزدیک می‌روند و دشواری‌های راه را با توجه به شرایط دوران سالمندی،به جان می‌خرند، تجربه‌ای تازه و به یادماندنی است. یک زوج سالمند و بازنشسته آمریکایی که عاشق سیر و سفرند و با وجود مشکلات جسمی و شرایط مالی نه چندان مناسب به هرجا که برای‌شان جالب باشد، سفر می‌کنند، شرح جالبی از چگونگی سفرهای خود داده‌اند. مرد سالمند به نوعی بیماری مبتلا شده که دست‌کم هر یک ساعت یکبار راهی دستشویی می‌شود و استفاده از صندلی چرخدار نیز مشکل او و همسرش را دو چندان کرده است. او می‌گوید: در یکی از سفرها با همسر مهربانم نشستیم و فکر کردیم که راهی برای مسأله دستشویی بیابیم. چون استفاده از دستشویی‌های عمومی بین راه یا مهمانخانه‌ها دشوار یا در بعضی موارد امکان‌ناپذیر است. بالاخره با کمک همسرم یک ابتکار تازه برای حل رفتن پی‌درپی به دستشویی در طول سفر و صندلی چرخدار به کار بردم و با ابداع وسیله‌ای جدید، مشکلم را به راحتی حل کردم. این زوج سالمند، به هم سال‌های خود سفارش می‌کنند که هیچ‌گاه برای دوری از دشواری‌های راه و سفر، خود را از رفتن به گردش و مسافرت باز ندارند. چون هیچ چیز غیرممکنی وجود ندارد. در هر شرایطی می‌توان به آن چه دلخواه و مفید است، دست یافت، به شرطی که تاب برخی مشکلات را داشته باشیم. روان‌پزشکان سفر را در هر صورت، سودمند می‌دانند و آن را برای دوری از عوارضی مانند نقصان عقل و فراموشی در دوران کهولت ضروری شمرده‌اند.

منبع: روزنامه اطلاعات

[ یکشنبه پانزدهم دی 1392 ] [ 17:55 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

رشد نیلوفر در مرداب

اثبات این نکته است که می‌توان در بدترین شرایط، بهترین بود



[ یکشنبه هفدهم آذر 1392 ] [ 3:21 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

داشتن روح ستایشگر مدیر
به درک احساسات مثبت او کمک می‌کند


مدیر باید سعی کند پس از شناسایی احساسات خود، امنیت، شادی، پذیرش، اعتماد به نفس، ارزشمندی، محبت، حق‌شناسی را جایگزین احساسات منفی و متعارض سازد و این اصل را به کار گیرد که تا «من» نگرش و احساس مثبتی به دیگران نداشته باشم نمی‌توانم با آنان رابطه برقرار کنم. مدیر باید به این اصل اعتقاد داشته باشد که انسان‌ها در شرایط عادی و معمولی احساسات و عواطف خود را به همان شکلی به او منتقل می‌کنند که مدیر احساسات و عواطفش را به آنان منتقل کرده است. مدیر باید توانایی بروز یا توقف انتقال عواطف و احساساتش را آن گونه که بهترین نتیجه را بتواند بگیرد داشته باشد (اصل کنترل احساسات و عواطف). مدیر باید بتواند با بهره گیری از الفاظ، کلمات، جملات، حرکات، ایما و اشاره احساسات و عواطف خود را توصیف کند، به طوری که طرف مقابل عواطف و احساسات مثبت مدیر را به خوبی درک کند. داشتن روحی لطیف و ستایشگر نسبت به انسان‌ها و همه مظاهر خلقت، در تحقق این امر کمک می‌کند. با دیگران آن چنان رفتار کنید که مایلید با شما رفتار کنند. انتظار گوش دادن، بررسی مشکل، رفتاری مناسب همراه با کرامت و اغماض، حداقل انتظاری است که در روابط انسان‌ها وجود دارد. انسان الزاما نمی‌تواند همه چیز را به همان شکلی که خود می‌خواهد داشته باشد و یا آن را به هر شکلی که می‌خواهد تغییر دهد. با رعایت این قانون به جای گریز و فرار از امر ناخواسته بهتر است بگوییم که چگونه می‌توان با وضعیت موجود ساخت و با او زندگی کرد و بالاخره چگونه می‌شود از او چیزی بهتر ساخت؟ جدال و ستیزه حتی درگیری لفظی سبب از دست دادن حرمت، ارزش و احترام هر دو طرف مجادله می‌شود که به سادگی نمی‌توان آن را جبران کرد. مدیر نباید در هیچ موردی اهمیت و ارزش خود را طوری دستخوش تهدید قرار دهد که ناچار شود برای حفظ آن با طرف مخالف به ستیز برخیزد. زیرا عاقبت الامر وضعی برای هر دو طرف به وجود می‌آید که عقب نشینی بدون از دست دادن احترام برای هیچ یک میسر نخواهد بود. 


منبع: خبرگزاری ایسنا

[ شنبه چهارم آبان 1392 ] [ 22:11 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

به وجدانت دروغ نگو

همانطوری كه سخن می گویی عمل كن. آنچه را كه احساس می كنی به زبان آر. به وجدان خودت دروغ نگو و با زور اعمالی را كه ثابت نمی شود بارش مكن.

[ پنجشنبه چهارم مهر 1392 ] [ 22:56 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

ادب؛ کارنامه‌ کامیابی و موفقیت


ادب تاج عزت و بزرگی و کارنامه کامیابی و موفقیت است که انسان را به اوج سربلندی و بلندای مجد و سعادت سوق می‌دهد. می‌شود هزاران سخن زیبا در مورد ادب نوشت و با آب و تاب زیادی این موضوع را بیان کرد. ادب را جایگاه رفیعی در قاموس انسانیت است که حکایت از اهمیت بسیار آن در راستای ساختار ابعاد درونی و بیداری روحی انسان دارد. ادب در حقیقت رشد و شکوفایی شخصیت یک فرد است. هرکس که بر مدارج کمال و کامیابی گام نهاده است، سرمنشأ آن رعایت ادب بوده و هرکس از مرتبه‌ای سقوط کرده است. یقینا درنتیجه اساء ادب بوده است. ما انسان‌ها از کجا به کسی می‌گوییم که فلانی بی‌ادب است؛ چون رفتارهایی دارد که از ادب به دور است و این رفتار از گذشته‌گان برای ما به اثبات رسیده است و در کشاکش روزگار ادب‌های جدیدی اختراع شده است. اما یکی از شرط‌های لازم برای انسانیت، ادب است. ادب چیزی نیست که با رعایت آن ضرری بکنیم، بلکه این بی‌ادبی است که برای ما ضرر دارد. پس اگر من ادب را رعایت می‌کنم، ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین توجیه، خوب بودن آن برای خودم است. اینجاست که اقبال می‌گوید:


دین سراپا سوختن اندر طلب            انـتهـایــش عشـــق آغــازش ادب

آدمـیت احـــترام آدمی              باخــبر شـــو از مـقام آدمــی

[ سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 ] [ 12:12 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

روز را با عشق شروع کنید

«روز را با عشق شروع کنید». هنگامی‌که صبح از خواب بیدار می‌شوید، قلب خود را بگشایید و تصمیم خود را در مورد دوست داشتن همه جنبه‌های زندگی به خود یادآوری کنید. «روز را با عشق سپری نمایید». یعنی انتخاب و اعمال شما از تصمیم شما مبنی بر این که دوست بدارید، صبور، مهربان و آرام باشید سرچشمه می‌گیرد. کلیه امور را در حد اهمیت خود بررسی کنید و از آن یک مورد شخصی نسازید و بیش از حد با مسائل درگیر نگردید. پس به خود و دیگران اجازه دهید که قدری ناکامل بوده و نواقصی داشته باشند و بیش از حد پیشنهاد و انتقاد نکنید. سپری کردن روز با عشق، یعنی شما تلاش کنید که سخاوتمند باشید، از بقیه تعریف کنید و متواضع و صادق باشید. در طی روز به دفعات، اهمیت زندگی با عشق را به عنوان بالاترین اولویت به خود یادآوری نمایید. بدین ترتیب، وقتی موردی مهمتر از عشق در زندگی شما وجود نداشته باشد، معجزه ای در زندگی شما رخ می‌دهد. «روز را با عشق به پایان ببرید». یعنی لحظاتی از روز را به یادآوری و سپاسگزاری اختصاص دهید. شاید به دعا کردن یا تأمل و تفکر بپردازید یا به روزی که سپری کرده اید نظری بیندازید و در حین مرور کارهای روزانه متوجه شوید که هدف زندگی و عشق با اعمال و انتخاب‌های شما به خوبی هماهنگ شده اند. شما این کار را انجام داده اید نه به خاطر کسب امتیاز یا سخت گیری به خود، بلکه صرفاً برای تجربه نمودن آرامش تام با هدف دوستی و شناخت فضاهایی که فردا با عشق بیشتری در آن عمل نمایید.

[ چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392 ] [ 23:51 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

آرزوی مدیریت یا مدیریت آرزوها؟!

شاید بسیاری از ما، هر چند گاهی آهی از ته دل روانه افکارمان می‌کنیم و در حسرت صدور حکم مدیریت در محل کارمان، شمارش معکوس را آغاز می‌نمائیم و وقتی به صفر می‌‌رسیم با دنیائی از ناامیدی همانند صفرهای سمت چپ یا پشت اعداد بی‌فایده باقی می‌مانیم و زار. اما بیابید واقع‌بین باشیم. بیایید اگر شمارش معکوس را آغاز کردیم، حداقل وقتی به صفر رسیدیم، آغاز حرکت یا به عبارتی فرمان آتش باشیم. یعنی همانند صفرهای سمت راست یا جلوی اعداد. همه ما به نوعی مدیریم. تعجب نکنید. چرا که هستیم، اما یا باور نداریم یا نمی‌خواهیم باور کنیم. گروهی باور دارند و گروهی نمی‌دانند. گروهی موفق هستند و گروهی در جا زدن را تجربه می‌کنند. گروهی دایم می‌اندوزند و گروهی تنها می‌دوزند. گروهی دایم می‌دوشند و گروهی تنها می‌نوشند. ما اگر در اداره مدیر نیستیم، در دایره دوستان که می‌توانیم باشیم. ما اگر در کارخانه مدیر نیستیم، در خانه که می‌توانیم باشیم. ما اگر مدیریم، مدبر هم که می‌توانیم باشیم. راستی؛ ما تنها در آرزوی مدیر شدن هستیم یا بر آرزوها نیز مدیریت می‌کنیم؟


ادامه مطلب

[ چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 ] [ 10:23 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

امید آخرین چیزی است که می‌میرد


از گابریل گارسیا مارکز می‌پرسند: اگر بخواهی یک کتاب صد صفحه‌ای در مورد امید بنویسی، چی می‌نویسی؟ می‌گوید ‌٩٩ صفحه را خالی می‌گذارم. صفحه‌ی آخر، سطر آخر می‌نویسم: امید آخرین چیزی است که می‌میرد. بیشتر آدم‌ها زمانی ناامید می‌شوند که چیزی به موفقیتشان نمانده است. امید، دارویی است که شفا نمی‌دهد، ولی درد را قابل تحمل‌تر می‌کند. مشکلات زندگی گاهی مثل تلی از خاک بر سر ما می‌ریزند و ما مثل همیشه دو اتنخاب داریم. اول اینکه اجازه بدیم مشکلات ما رو زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود. پیش از سحر تاریک است، اما تاکنون نشده که آفتاب طلوع نکند. به سحر اعتماد کنید. اگه یه روز به یه در بزرگ که یه قفل بزرگ روش هست برخوردی ناامید نشو...چون اگه قرار بود اون در باز نشه جایش یک دیوار می‌گذاشتند!


[ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ] [ 11:56 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

بدون هیچ چشم‌داشتی به دیگران کمک کنید


اساس شخصیت و درستی، مسوولیت‌پذیری است. بدون هیچ عذر و بهانه‌ای یاد بگیرید که مسوولیت کارهایی را که انجام می‌دهید برعهده بگیرید. همانطور که تحسین و تمجید را قبول می‌کنید باید گله و شکایت را نیز بپذیرید. برای پی‌آمد تصمیم‌های خود آماده باشید و سعی کنید تصمیمات درستی اتخاذ کنید، چراکه قبول مسوولیت کار دشواری است. عدم توانایی در کنترل احساس می‌تواند هم در زندگی فردی و هم در زندگی اجتماعی لطمات جبران‌ناپذیری را به بار وارد آورد. نباید به‌طور کلی احساستان را بکشید، بلکه باید آن‌ها را از طریق یک سری رفتار و گفتار موجه بروز دهید. اگر بتوانید همچنان خونسردی خود را حفظ کنید، همه شما را به عنوان "آدم خوبه"! داستان می‌شناسند. بخشنده باشید. موفقیت شما به کمک‌هایی بستگی دارد که در میان راه از دیگران دریافت می‌کنید. بدون هیچ چشم‌داشتی به دیگران کمک کنید. هر کدام از ما عیب و ایراداتی در شخصیت خود دارد. در شناخت عادات، ویژگی‌های اخلاقی و به‌طور کلی شخصیتتان تلاش کنید. به نظرات دوستان و اقوام در مورد صفات اخلاقی خودتان گوش کنید. ضعف‌های خود را به تدریج از بین ببرید و نقاط قوت خود را تقویت کنید.



ادامه مطلب

[ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ] [ 4:28 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

بازی زندگی از دقیقه اول شروع می شود نه از دقیقه ٩٠


بعضی افراد وقتی کاری به آنها محول می شود به سرعت برای انجام آن برنامه ریزی می کنند و طبق یک برنامه ریزی منظم و زمان بندی شده آن را انجام می دهند اما گروهی دیگر که به گروه «دقیقه ٩٠» مشهورند، معمولا تا جایی که می توانند انجام کارهایشان را به تاخیر می اندازند و هنگامی که در فشار قرار می گیرند تازه به فکر می افتند که باید برنامه ریزی کنند و کارشان را انجام دهند که اغلب هم دچار مشکل می شوند و به سرانجام نمی رسند.این افراد در زندگی هم همین گونه عمل می کنند و کلا زندگی را جدی و از حوادث و اتفاقات زندگی عبرت نمی گیرند و شکست های پی در پی در زندگی را به بدشانسی نسبت می دهند و درصدد رفع اشکالات رفتاری خود برنمی آیند و در مجموع عمر ارزشمند خود را به شکل «باری به هرجهت» می گذرانند بی آن که به دنبال رسیدن به هدفی متعال باشند و یا تکامل روحی آن ها برایشان اهمیت داشته باشد. اما آن دسته از افراد که زندگی هدفمندی دارند، از همان سال های اول زندگی، افرادی منظم، پرتلاش و دقیق هستند و سعی می کنند هر کاری را در زندگی به موقع خودش انجام دهند و آن را به زمان دیگری محول نکنند. این اشخاص با زمان بندی زندگی شان، گام به گام به اهدافی که برای خودشان در نظر گرفته اند می رسند و در واقع رمز موفقیت آن ها در این است که زندگی را جدی می گیرند و می دانند که برای موفق شدن در زندگی باید از دقیقه اول آن تلاش کنند و انجام وظایف خود را به دقیقه ٩٠ موکول نکنند.


[ دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392 ] [ 9:34 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

سالی سرشار از سلامت، دوستی، آرامش و موفقیت

برای تک تک دوستان عزیز، آرزو میکنم.


[ چهارشنبه سی ام اسفند 1391 ] [ 10:4 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

امروز، فردای دیروز است
غزل غازیانی

کار اصلی، دیدن آنچه از فاصله دور سوسو می زند نیست، بلکه انجام آن چیزی است که به وضوح در دسترس است.» توماس کارلایل. بسیاری از ما بخش زیادی از زندگی روزمره خود را در فکر کردن به آینده و مرور کردن خاطرات گذشته می گذرانیم. چنان ذهن خود را درگیر می کنیم که هیچ توجهی به اتفاقات و فرصت های کوچکی که در زمان حال پیش می آیند، نداریم. زندگی با سرعتی باورنکردنی در حال گذر است. هر یک از ما سوار بر یک کشتی، رهسپار سفر طولانی هستیم. سکان این کشتی در دست خود ماست. پیش پای خود را با دقت نگاه کنید. برنگردید، دیروزهای از دست رفته گذشته و برای همیشه جاودان شده اند. به دوردست ها خیره نشوید، آینده هنوز از راه نرسیده. آینده ای که تا آخرین لحظه ابدیت وجود خواهد داشت.

دیروزهای از دست رفته، گذشته و برای همیشه جاودان شده اند. حال را دریابید. «امروز» ارزشمندترین چیزی است که متعلق به ماست.

روزی که خداوند به ما هدیه داده. دیروز یک رویا و فردا خیالی بیش نیست. امروز تنها روزی است که کاملاً بر آن نفوذ و کنترل داریم. پس باید سعی کنیم از فرصت ها و موقعیت هایی که طی بیست و چهار ساعت به دست می آوریم، نهایت استفاده را ببریم.ما امکان زندگی در گذشته و آینده را نداریم و اگر بیهوده تلاش کنیم تا در خیال خود چنین کاری انجام دهیم، تنها روح خود را آزار خواهیم داد. چنانچه به گذشته بیندیشیم، خاطرات ناگوار و افکار بد در ذهن ما ریشه می دوانند و همین امر به تنش و ناراحتی های عصبی منجر می شود. اگر به آینده فکر کنیم، مدام نگران و دلواپس خواهیم بود و این نگرانی قدرت تصمیم گیری و اداره امور را از ما می گیرد.


ادامه مطلب

[ پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 ] [ 12:16 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

مبارزه با دیو درون

وقتی باخبر می شوید یکی از دوستان قدیمی تان خودروی زیبا و تقریبا مدل بالایی خریده، گلویتان کیپ می شود و از شنیدن خبر ازدواج یکی از آشنایان که اتفاقا کم سن تر از شما است، آن قدر لجتان می گیرد که دلتان می خواهد بزنید زیر گریه! همین اتفاق ممکن است هنگامی روی بدهد که نامه ارتقای همکارتان را روی میز ببینید! اگر دچار این حالت ها شدید متاسفانه باید اعتراف کرد که شما مبتلا به حس ناخوشایند حسادت شده اید و با این احساس بیش از همه به خودتان ضربه می زنید. حسادت از اول تاریخ و پنداری همزاد انسان بوده و کمتر کسی را می توان یافت که در زندگی ( حتی برای لحظه ای کوتاه) دچار این حس نشده یا این حس را از سوی اطرافیانش تجربه نکرده باشد. بیشتر انسان ها دوست دارند بهتر و برتر از دیگران باشند و چنانچه فرد فقط احساس کند دیگران بهتر از او هستند و خودش در رده پایین تری قرار دارد، از حسادت رنج می برد.


کارشناسان علوم رفتاری و روانشناسان بر این باورند که عزت نفس به اعتماد به نفس سبب می شود فرد در هر شرایطی خودش را ارزشمند بداند و به دیگران حسادت نکند.


ادامه مطلب

[ یکشنبه هشتم بهمن 1391 ] [ 4:4 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

آماده باش برای زندگی!

تغییرات عمیق و سریع فرهنگی و اجتماعی زندگی مدرن، بسیاری از شهروندان ایرانی را در رویارویی با مسایل زندگی دچار مشکل کرده است. به طوری که اکثر آن‌ها فاقد توانایی‌ها و مهارت‌های لازم در مواجهه با زندگی جدید بوده و بسیار آسیب‌پذیرند!  آمار بالای خودکشی، افسردگی، طلاق، اعتیاد، اختلالات روانی، قتل و ... در کنار مهم‌ترین عوامل مرگ و میر یعنی بیماری‌های قلبی و عروقی، سوانح و حوادث، گویای این امر است که زندگی سالم به «زیستن دشوار» تبدیل شده است. پیچیدگی روابط و مناسبات انسانی، نفوذ و گسترش وسایل ارتباط جمعی، تنوع در مصارف زیستی و فرهنگی به همراه افزایش جمعیت و مطالبات آنان و مهم‌تر از همه تغییرات ایده‌آل‌ها و آرمان‌های بشر امروزی، زیستن را از وضعیت همگون و ساده به وضعیتی ناهمگون و پیچیده تبدیل کرده است. این وضعیت اگر چه از سویی به تحولات پرشتاب و پیچیده ی جامعه ی مدرن ربط دارد، اما از سویی دیگر و مهم‌تر از آن به ناکارآمدی نهادهای سنتی خانواده، نظام آموزشی و سایر نهادهای فرهنگی‌ ما برمی‌گردد. نظام خانوادگی و آموزشی ما نتوانسته خود را با تحولات ارزشی، فرهنگی و تکنولوژیکی جامعه ی جدید وفق دهد. این امر ضمن این که از شکاف نسل‌ها تأثیر پذیرفته بر عمق این شکاف نیز افزوده است. بخشی از نابسامانی‌های خانوادگی و چالش‌های تربیتی که در درون خانواده‌های ایرانی در رابطه با فرزندانشان وجود دارد به ناآگاهی و نداشتن تجربه و مهارت‌های زیستن در جامعه ی مدرن بر می‌گردد که خود بزرگسالان به آن دچار هستند!


ادامه مطلب

[ چهارشنبه بیستم دی 1391 ] [ 9:20 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

کوسه ای در مخزن زندگیتان بیندازید!

ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آبهای اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارند. بنابراین برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری، بزرگ تر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند. ماهی گیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید. اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند. برای حل این مسئله، شرکتهای ماهی گیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند. آن ها ماهی ها را می گرفتند و روی دریا منجمد می کردند. فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند. اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند. بنابراین شرکت های ماهی گیری مخزن هایی را در قایق ها کار گذاشتند و ماهی ها را در مخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس از کمی تقلا آرم می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق، اما زنده بودند. متاسفانه ژاپنی ها هنوز هم می توا نستند تفاوت مزه را تشخیص دهند. زیرا ماهی ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند. باز هم ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. پس شرکت های ماهی گیری به گونه ای باید این مسئله را حل می کردند. آن ها چطور می توانستند ماهی تازه بگیرند؟

اگر شما مشاور صنایع ماهی گیری می بودید چه پیشنهادی ارائه می دادید؟؟؟


ادامه مطلب

[ دوشنبه یازدهم دی 1391 ] [ 13:56 ] [ دکتر افسانه زمانی مقدم ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،